
بيا، ما را براي كربلا رفتن مهيا كن
به كوي دوست رفتن دفتر عشاق امضاء كن
بيا، سهمي بريم از گلشن مهر و وفاداري
بيا اين سهم را چون قطره اي مهمان دريا كن
بيا، بر غربت مولايمان يك هم نفس باشيم
و تو مجنون تر از ليلي، كتاب عشق معنا كن
بيا ما را شفاعت كن كه تا پروانه اش گرديم
به گرد شمع جان بازي و شيدايي تماشا كن
بيا، دستانمان را آشنا با مهر رحمت كن
نهال آرزوهايت به راه دوست اهدا كن
بيا بر قامت ما صورتي زيبا بكش مادر
حنا بندان نما ما را بيا با عشق سودا كن
بيا چشمان ما با كيمياي عشق زينت بخش
براي رفتن مسلخ، شمايل را دلا آرا كن
بيا، بر كشته ما اشك شوق از ديده جاري كن
و با لبخند خود زخم دل مولا مداوا كن
بيا دست دعايت را به دست آسمان ها ده
شراب وصل را ما در براي ما تمنا كن
بيا، آماده شو بهر مصيبت هاي بعد از اين
براي داغ گل هاي جوان، خود را شكيبا كن
قاسم یزدانی